دانلود جدید ترین ها

دانلود جدیدترین مطالب روز دنیا

♨پل دنيا يا آخرت♨سلطان ,اكنون




سلطان ,اكنونکانال امام زمان عجل الله


                        ♨پل دنيا يا آخرت♨

 
آورده اند  كه سلطان ملك شاه بن الپ ارسلان به اصفهان از شكار باز مي گشت . شب در مرغزار دهي فرود آمد ، چند تن از غلامان او در حوالي آن ديه  گاوي يافتند - كه آن گاو را حافظي نبود .
 گاو را كشتند و پاره اي از گوشت او خوردند - و آن فراخ شاخ ، ملك پيرزن تنگدستي بود كه او را با يتيمان وجه معاش از شير آن گاو بود . از اين واقعه خبر يافت . از خود بي خبر شد و به غايت شكسته دل و غمگين گشت .

از غايت رنجوري در دل شب ديجوري به سر پل زاينده رود آمد كه بامداد گذار سلطان ملكشاه آنجا بود . بنشست و منتظر مي بود تا روز شد و اركان سلطان رسيد ، برخاست و گفت : اي پسر الپ ارسلان ! اگر داد من به سر پل زاينده رود ندهي به جلال آفريدگار - عزوجل - كه بر سر پل صراط تا داد خويش از تو نستانم ، دست خصومت از دامن و گريبان تو كوتاه نكنم . نيك انديش ، (تا) از اين دو سر پل ، كدام اختيار مي كني ؟ چون سخن پير زن از درد دل و سوز بود ، مؤ ثر افتاد . باطن ملكشاه مستغرق  اين سخن شد . بيت :

       سلطان ,اكنون

♨پل دنيا يا آخرت♨



منبع : مهدویت♨پل دنيا يا آخرت♨
برچسب ها : سلطان ,اكنون


مطالب مرتبط